
پ.ن:۱.منظور مراحل کپک زدن و واکنشهاي حاصله است!!!
۲.کارگردان فيلم پدرو آلمادورا است(خودم تا ديروز نمي دونستم کلي ذوق کردم فهميدم :دي)
۳.مترجم:وريا مظهر، نشرني
۴.مترجم:فريده اشرفي، انتشارات مرواريد
۵.فرناندو سوتر، مترجم:عباس مخبر، انتشارات طرح نو
۶.سودابه اشرفي ، انتشارات مرواريد
پ.ن:ببخشيد زيادي حرف زدم عوض اين يه هفته رو درآوردم
سوار باد که مي شوم زوزه مي کشد
مي خواهد مرا به نا کجا آبادش برد
مي گويم "به تو مي گويند هربرباد؟"
مي گويد:"نه به تو مي گويند."
و راست هم مي گفت. باد مرا بالا برد
حتي بالاتر از لاک پشت هايي که پرواز مي کردند روزي
و ديگر در اين آسمان کثيف شهر ديده نمي شوند.
آنقدر بالا مي رويم که زمين مي شود نقطه
در دل مي گويم اين همان راهي است که آدمها
مي روند پيش خدا؟
باد مي گويد:"نترس هنوز نمرده اي"
ولي من نمي ترسيدم و دلم مي خواست صورت سرخ و
گوشتالوي خدا را ببينم با آن سبيل پر پشت...
باد که آرام ميگيرد من لب پنجه ام نشسته ام و
اشک مي ريزم براي لپ هاي سرخ خدا