تبليغاتX
سدیم ، آب و خودکشی
یکشنبه دوازدهم آذر 1385
عکس
به قاب عکس بيهوده ننگر
صاحب عکس ديگر اينجا نيست
صاحب عکس سالها پيش از اينجا رفت
صاحب عکس خاطراتش را جمع کرد و رفت
صاحب عکس همان بود که مي خنديد و سيگار مي کشيد
صاحب عکس حتي زير سيگاريش را هم با خود برد

به صاحب عکس  بيهوده ننگر
قاب عکس ديگر اينجا نيست
قاب عکس سالها پيش گم شد
قاب عکس کم کم ميخش شل شد و بعد
...افتاد
قاب عکس آن اوآخر حتي ديگر عکسي نداشت

به سنگ تراش خورده ي روي زمين بيهوده ننگر
صاحب عکس زير آن خاک هاي سياه نيست
صاحب عکس سالها پيش از اينجا رفت و
قاب عکسش را هم با خود برد

اين ها را عکس بي قابش به من گفت

+ نوشته شده در 19:45 توسط آیدین.
جمعه سوم آذر 1385
به سردی انگشتان منجمد
همچون قطرات بخار بر ليوان آب يخ
روي ديوار زندگي مي لغزيم
تا طعمه ي ديگر قطرات شويم که هر يک
چنگ مي زنند به سطح صاف و صيغلي زندگي
دست آخر، سنگينيمان مارا سرازير مي کند

 

+ نوشته شده در 17:43 توسط آیدین.
جمعه سوم آذر 1385
دريا زدگي
گرچه طعمه ي امواج مي شوند
                                    - در دريا-
عاشقان فراموش نمي کنند
لحظه ي پر شدن آب در ريه ها را
که همچون خطي از خون گرم
بر برف سپيد نابه هنجار است.
 
اما دستان فراموش شده ي کمک هاي زير آب،
لحظه ي تند شدن خاطرات در مقابل
چشمان خيره به "هيچ" آنان است
 
وآندم که مي نوشند و مي نوشند و مي نوشند
انديشيدن به شهوت وحشيانه ي سرخ چيزي از غم
باز ماندگان نمي کاهد.
 
دستاني که خيره به آسمان از آب بيرون زده
و التماس مي جويد، خسته از خواستن فرو مي رود
زير قطرات حيات.
 
خاکستر به خاکستر، خاک به خاک
يادبودي در ميدان شهر، دسته گلي بر خاک نمور قبر
و چند قطره اي اشک
اينگونه فراموش مي کنند يکديگر را...
 
اما عاشقان فراموش نمي کنند
دستاني که خيره به آسمان از آب بيرون زده و التماس مي جويد...
+ نوشته شده در 17:42 توسط آیدین.