همه ي آدمها تو زندگيشون لحظات تلخي رو سپري مي کنند اين لحظات مي تونه براي يکي مرگ عزيزش باشه مي تونه ورشکستگي باشه، حتّي مي تونه سرشکستگي باشه مي تونه طعم تلخ درد باشه براي يکي گلوله و يکي ديگه مرگ باشه... براي کسی مثل من طولاني ترين و تلخ ترين لحظات جا انداختن يه پله موقع پايين اومدن از راه پله است گير کردن توي يه راهروي تنگ و طولاني پر از درهاي بسته است دويدن دنبال يه نفر که خيلي ازم تند تر مي دوه و هيچوقت نمي تونم بگيرمش همه ی اینا فقط یه سلام بود...