ورق را بر گردان و صورت مرا ببین که از پس دودهای رنگارنگ به تو لبخند می زند
می دانی چرا؟چون احساس خوبی دارم
همه چیز خوب است و من همچون آدم های الکلی به خودم و لغزندگی قدم هایم می خندم
قهقه می زنم و تو را به رقص وا می دارم
می دانی چرا؟چون احساس خوبی دارم
مغزم خالی شده و جز افکار مضحک چیزی در آن یافت نمی شود
این دنیایی جدید و زندگی جدید و دری جدید است برای من
می دانی چرا؟چون احساس خوبی دارم
از شدت خنده نفسم بالا نمی آید آری احساس خوبی دارم و فقط کمی طعم تلخ مرگ زیر زبانم
از شدت خوشحالی خودکشی می کنم
می دانی چرا؟چون احساس خوبی دارم