تبليغاتX
سدیم ، آب و خودکشی
جمعه چهاردهم بهمن 1384
خل وضع نامه
تمام زندگیش همچون مهی رقیق با تابش اولین شعاع های نور بامدادی محو شد.
انگار پسرک دوباره جان گرفته نمی دانم از آن کیست ولی در چشمانش اسارت حلقه زده
به دلیل بودنش می اندیشید. گویی علیّت چیزی جز دروغ نیست همه چیز او در یک علّت
خلاصه می شود و آن ندیدن حقیقت است.
-هرگز نباش، هرگز نبین.
-نخواهم دید آنچه را که بوده و نخواهم بود برای همیشه.
-پسرک دیگر نشاید تو را بودن.
-مرا دیگر نباید بودن.
ولی امیدی شاید باشد برای او شاید کسی جایی اشکی بریزد و دعایی بخواند؛ شاید من شاید تو
پسرک بار دیگر از نو شنید صدایی بس ضعیف و خفیف.
بار دیگر قسم خورد مفت ندهد آزادی از چنگ.

پ.ن: خل وضع بودن جزء لاینفک زندگی همه ی ماست.

+ نوشته شده در 21:12 توسط آیدین.