۱.سرخي تو از من زردي من از تو نارنجي:"من هميشه بايد وسط اين پريدنا تو آتيش جيليز ويليز کنم؟"
۲.از آقاي فشفشه نشان کنارم مي پرسم:"امروز چه خبره؟" ميگه:" تو هم از اين ترقه ها مي خواي؟ الان نصف قيمته ها!!!"
۳.صداي آژير و ويراژ گوش خيابونو کر کرده ولي مگه مهمه؟ يکي مي گه:"ديدي [...]و گرفتن؟" اون يکي ميگه:"مگه همشو نزده بود؟" اين يکي مي گه:"نه بابا کلي تو جيباش بود" از اون طرف خيابون قرمزه صدا مياد:"بووووووم" من ميگم:"بچه ها بريم اون ور خيابون قرمزه، اون ورا يه خبري هست."
۴.يه مشت نخوچي کيشميش ميريزه کف دست [...] بعد ميگه:"پس قول دادي به ماماني که نري بيرونا" [...] :"چشم ماماني نميرم، حالا شما هم انقدر گير نده ديگه"
۵.- "ولي مگه ميشه امشب [...] نياد بيرون؟" - "نه بابا همه ي وسايل دست اونه، مياد؛...اِ ايناها اومد" من:"ايول مامان بزرگتو پيچوندي؟" دو تا نخوچي اندخت تو دهنشو با خنده گفت:"کاره هر سالمه"