تبليغاتX
سدیم ، آب و خودکشی
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384
تو فکر يه سقفم
ديوار است همه جا دريغ از سقف
ديوارها غریبه اند
تو فکر يه سقفم
يه سقف رويايي
حتي مقوايي
ديوارها زخيم و آدم ها از هم دور
يه سقف بي روزن
محکم تر از آهن
از سقف آسمون خسته شدم.از گريه هاش به حالم؛ خيسه خيس شدم
تو فکر يه سقفم
سقفي که صورتمو تو آينه
سقفي که خنده هامو تو آسمون
سقفي که گريه هاشو تو درياها
سقفي که من باشم و اونم باشه
سقفي که صداي آدماش
سقفي که شب گريه هاش
سقفي که دل اون باشه...
+ نوشته شده در 9:44 توسط آیدین.