تبليغاتX
سدیم ، آب و خودکشی
شنبه دوازدهم فروردین 1385
تولد در دنیای کوچک من
من در دنیای کوچکم

صبحها متولد می شوم

دست و رویی می شویم و

 به اندازه ی یک کف دست نان و یک قاشق مربا خوری صبحانه می خورم

بعد همینطور که راهی مدرسه شده ام فکر می کنم:

 چه خوب می شد اگر تاریخ تولدم را به زمانی دیگر موکول می کردم

زمانی که نه مدرسه ای باشدونه درس و کتابی

تا یک دل سیر بخوابم و به موسیقی مورد علاقه ام گوش  دهم

و بعد اگر وقتی بود

یک فیلم تماشا کنم

 و به همین سادگی در دنیای کوچکم از زندگی لذت ببرم .

امروز هم یکی از همان روزها بود

امروز مثل هر روز متولد شدم

بااین تفاوت که نه توانستم یک دل سیر بخوابم

نه موسیقی گوش کنم

و نه فیلمی ببینم!

"۱۸ سال پیش هم در حسرت همین چیزها بودم که متولد شدم!"

 

 

+ نوشته شده در 1:20 توسط آیدین.